اسمت چیه؟ آیین جون

اسمت چیه؟   آیین جون

avin

تو حمام متوجه شدم که داره تلاش میکنه که آب وان رو بخوره حدس زدم که ممکنه تشنش باشه  یه لیوان آب خنک براش آوردم با اشتیاق خورد و در نهایت گفت         آخی مادَی جان  = آخی مادر جان (تکه کلام من وقتی خیلی تشنمه و اب می خورم)

دخترکم تا 3 میتونه بشماره    بشمار آوین جون    یه دو سه

 خودشو به همه معرفی میکنه  مخصوصا به نی نی ها و حیونا رفتیم بیرون مرغ دیده با هیجان صداش میکنه   مُخ مُخ سَلا    آیین جون

خونه مامان بدری قسمت هال و پذیرایی جداست آوین خانم شکلات به دست رفت تو پذیرایی نشست روی مبل  من گفتم اینجا مال مهمونه مامانی  تو مگه مهمونی گفت مَثلَ مِمون(مثلا مهمون)

 عاشق نقاشی رو در و دیواره .دیوار اتاقش منطقه آزاده. رسما هیچ نقطه پاکی باقی نمونده همینطور اگه خودکار گیر بیاره علاقمنده که روی پاهاش هنر نمایی کنه.

چِش چِش دَماگ گِیدو

دِرَت =درخت - گل

naghashi

خیلی دوست داره که خودش همه کاراشو انجام بده از غذا خوردن  تا لباس پوشیدن دیروز برای اولین بار شلوارشو موفق شد کامل بپوشه البته پوشکش مانع تکمیل صد در صد کارش شد . هرچی هم می خوام بهش بدم بخوره اول میگه  آیین جون   آیین جون

البته باید بگم که خیلی هم در مورد همه چیز نظر میده و تقریبا ما رو مجبور به کاری میکنه که دلش می خواهد

دیشب بابک رو مجبور کرد تلوزیون رو خاموش کنه در حال که داشت یه فیلم سینمایی خیلی جالب میداد  هی می گفت بابایی جونی  آموش آموش(خاموش) هر چقدر هم بابایی باهاش صحبت کرد موفق نشد راضیش کنه  خلاصه زورش میچربه به همه

آهنگ هایی که دخملی بلده و میخونه 

ایشالا   --- ماشالا    ساسی مانکن      عروس خاندان مانکن

بدو بدو---- بیا بیا      ساسی منکن        بیا لپمو بکن بوس

مَثلَ  چشاتو         مهرشاد                   مثلا چشمای تو کاش میشد قند و عسل

تاب تاب  آبازی  هُدا  نَندازی                 تاب تاب عباسیر خدا آوینو نندازی

اینقدر قشنگ تلفونی صحبت میکنه که حد نداره قشنگ با همه احوالپرسی میکنه که من چشام گرد میشه. تازگیها که تا صدای تلفن رو میشنوه بدو میاد و گوشی رو بر میداره و میگه الو سَلا   و حاضر هم نیست گوشی رو به ما بده

یه عروسک داره که پسره و اسمش آرتا ست که بسیار مورد لطف آوینه و همیشه با هم میرقصن البته تانگو !!موقع غذا خوردن اول به اون تعارف میکنه و وقتی می بینه نمی تونه بخوره  بر میگرده به ما میگه توچولو یعنی آرتا کوچولوه و نمی تونه بخوره هفته پیش دستش پاره شده بود از دل در آمد هی می آمد میگفت آرتا جون بوف  من هم می گفتم که من نمی تونم درستش کنم مادر جون باید درستش کنه بلاخره مجبورمون کرد زنگ زدیم به مادر جون که بیاد  درستش کنه تلفنی خودش همه جریانو به ماد جون توضیح داد.

انگول و منگول= گوجه سبز یا زدآلو در کل هر میوه ای که شبیه انگور گرد باشه

آو ویوه-=آب میوه

 دووین =دوربین

 بلاخره آوین جون یاد گرفته تنها رو صندلی خودش عقب ماشی بشینه تا حالا من کنارش مینشستم. اول کمی بیتابی کرد و لی به توصیه شایلی جون  کمتر نگاش کردم به عقب برگشتم تا کم کم آروم شد.

carsit

 

 عاشق جارو کردنه

مامان جایو  نه مامان جون تمیز شده دیگه  دستت درد نکنه

مامان جون جایو   نه قربونت برم نمی خواد

نوسا نا  جارو (با تحکم)

راستی دخترم هم در تب انتخابات آقای موسوی رو شناخت تلوزیون تصویر آقای موسوی رو نشون داد آوین بدونه اینکه ما صحبتی کنیم گفت موسوی

 

/ 14 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سام

موش بخوردش.چه نازه؟[قلب][گل][هیپنوتیزم]

لیلی مامان آراز

آفرین به این دختر نقاش هنرمند که مامانش هم بهش اجازه داده که چیزهای خوب خوب روی دیوار اتاقش بکشه. چقدر مداد رو قشنگ گرفته آوین گل گلی ما....

هاله مامان ارشیا

قربون آیین جون برم من[بغل][بغل][بغل]نقاشی روی دیوار اینقدر میچسبه [نیشخند][خنده]

خواهر هلنا

چه با نمك؟!! ايين جون.. ببوسينش.. سلامممم ماشالله چه نيني خوشملي دارين.. به منم سر بزنين و اگه تمايلي به درج لينك داشتين با خبرم كنيد.. بدرود

هاله مامان ارشیا

برو فریما مامان والا رو از تو لیستت پاک کن همچین کسی وجود نداره که[عصبانی]

پارمیدا

سلام بر مادر مهربان وبلاگ قشنگی داری.خیلی جالبه.یه جورایی متفاوته. به وبلاگ منم سر بزن.خوشحالم میکنی. یه سوپرایز برات دارم.خیلی ها طالب شدن. منتظرتم.نظر یادت نره. مرسی

نیوشا و پارمیدا

سلام وبلاگتون خیلی خوشگله [ماچ] روزتون باتاخیر زیاد مبارک باشه [خجالت]