18 ماهگی

دخمل ١٨ ماهه شیرین تر از عسل من

دلبری و شیرین زبونیت به حدی رسیده که هرکسی عاشقت میشه چه برسه به ما که همه زندگیمونی

وقتی میدونی که برای طلب چیزی که خیلی ما موافق دادنش نیستیم. اول بگی  مامان جون یا بابایی جون کلا به هر اسمی یه جون اضافه کنی و با یه قیافه خوردنی که دیگه نمیشه بهت نه گفت پیشا پیش  می گی میسی .نشون میده که از حالا بله بلدی چکار کنی!!!!!

دایره لغاتت خیلی گسترده شده  تقریبا ما هرچی بگیم تو تکرار میکنه درست انگار تو خونمون یه طوطی داریم.حالا چند تایی هم دو کلمه ای بلدی

چراغ رو خاموش می کنی و میگی شب شُد.

- بابا سَََلا(با سین کشیده و حرکت سر به سمت پائین همزمان اگر ایستاده باشه زانوها هم خم میشه درست مثل پرنسس ها)

کَش ماشین یا کَش تاتا

وقتی شیشه شیر توی مایکرو فر داره گرم میشه آوین هم وسط آشپزخونه میگه هوووووووووووووووووو  و دور خودش میچرخه  بعضی شبها هم که شیر میخواهد وقتی پامیشیم میریم دنبالمون میاد و همین کار تکرار میشه یا اینقدر خسته است که همونجا دراز میکشه تا شیشه رو بدیم دستش و اونوفت بلند بلند میگه تا تا   تا تا  و مثل یه جوجه اردک تند تند میره سمت اتاقش و دراز میکشه به شیر خودن و وقتی که تموم میشه شیشه رو بالا میگیره و میگه مِی سی.

وقتی میریم مهمونی موقع خدا حافظی یه صحنه دراماتیکی ایجا میکنه که نگو

مثلا خونه خاله جون وقتی سوار ماشین میشیم بلند بلند با یه چهره غمگین و ملتمسانه صدا میکنه گاله جون بَ (خاله جون بغل) بعد یکی یکی کسایی که آمدن دم ماشین از اَمَگان(ارمغان) گرفته تا آمینه(آرمینه)اَمیی(امیر) وقتی متوجه میشه که بابایی داره حرکت میکنه این صدا زنها تند تر میشه و بلند تر انگار سوزنش گیر کرده آمینه آمینه آمینه....

مامانی قرار نیست که اینجا همش ازت تعریف کنم البته بگم که تازگیها خیلی  ...

بعضی  روزها وقتی خیلی دلش می خواد کاری انجام بده و من مانعش بشم بگم نه  نکن خیلی راحت میگه باشه ولی چند دقیقه بعد زیر زیرکی به من نگاه میکنه دوبار می ره سراغ همون چیز یا کار ممنوعه  مثلا یه وقتهایی مداد رنگیهاشو بر میداره و می خواهد ازشون به جای خط چشم استفاده کنهزیر چشمی به من نگاه میمنه و یواش مداد رو بر میداره و بده میره تو اتاقش و در رو می بنده و میشینه پشت در و میزنه به چشماش  اونوقته که نمیدونم چکار کنم .

وقتی هم که ما کاری مخالف میل دخملی انجام میدیم یکی دوبار آروم میگه نه نه ولی آگه به تفاهم نرسیم آوین خانم دستاشو میگذاره روی گوشاش و میگه نه نه  در مرحله بعد به ما پشت یا دراز میکشه رو زمین و تند تند میگه نه نه نه

دیگه الان هیچ مانعی سر راهش دوام نداره  . قبلا میزی که جلوی شومینه قرار داشت مانعی بود برای دستکاری  سنگ های شومینه اما حالا میز  بالا میره و میره اونور

صندلی جلوی ماشین لباسشویی  هم دیکه کاری ازش بر نمی آد.

خلاصه شیطنت به حد اعلاء. دلبری تا بی نهایت .کم غذایی رو هم اضافه کنید

 پی نوشت:بهاره جون رسیدنت به خیر خوشحال شدم از شنیدن صدات

 

 

 

 









/ 13 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامک

الهیییییییییی . پیشاپیش میگه میسسی که شما رو بندازه توی رودربایستی.ای بلا شیر خوردنش هم تو شب با اون وضعیت خوابالو باید خیلی دیدنی باشه. اینقدددددددددددده دلم براش تنگ شده.[ماچ][ماچ][ماچ]

هاله مامان ارشیا

هجده ماهگیت مبارک باشه آوین کوچولو[بغل]نمیومد بهت اینهمه بلا شده باشی[ماچ][بغل]رکسانا جون باید صبر ایوب داشته باشی[خنده]شیطونی مال این فسقلیهاست و لذتش برای ما[ماچ]بهاره رو دیدی سلامش رو برسون بگو ما رو فراموش کردی؟[نیشخند]

شایلی

رکسانا جون چند بار اومدم و خوندم ولی این شیطون بلا نمیذاره کامنت بذارم... اومدم بگم خیلی به یادتونیم جمعه بهت زنگ زدم موبایلت خاموش بود راستش من فقط روزهای تعطیل اجازه دارم تلفن حرف بزنم آخه!!!!![نیشخند]... این شیطون کوچولوی شیرین زبونت هم کلی ور وره بلا شده ها... راستی خوش به حالتون شازده کوچولو رو زودتر می بینین... دیدینش؟

سوری مامان عسل

سلام رکسانا جون. هیجده ماهگیت مبارک گلم. خیلی شیطون و بلا شدی ها؟ می بوسمت[ماچ][بغل]

مامان الهه

سلام رکساناجون حالت چطوره؟پاتو باز کردی؟چه بی معرفتی هستم من!

لیلی

میام اینجا واسه خوندن شیرین زبونی های دختر خوشگل و باهوش و از تصور روزی که آراز هم همین طوری حرف بزنه دلم غنج می زنه... راستی واقعا باورمم نمیشه که اینهمه ناز و کرشمه داشته باشه این دختر گلی. آخه آراز معمولا اگه قرار باشه به حرف ما گوش نده هنوم جلو روی خودمون گوش نمی ده!!!! و معمولا هم بدون اینکه توجه کنه کار خودشو میکنه... ما هم برای اینکه حرفمون دوتا نشه معمولا مخالفت نمی کنیم تا وقتی که قضیه جدی بشه.... ببوسین شازده خانوم رو. راستش پات چظوره؟[سوال]

زمانه مامان پرهام

سلام خانمیپات چطوره؟ گچ را باز کردی؟ امان از این لجبازی ها که ما هم به نوعی درگیریم آوین جون دخمل و دوست داره آرایش کنه پرهام که پسر از آرایش کردن خودش بسی لذت می بره[ماچ]

ساناز

سلام رکسانا جون چطوری ؟ اوین خوبه ؟ بهتر شدی عزیزم ؟