عیدانه

سال نو مبارک

عید سال 1388

دخترکم این دومین عیدیه که  فرشته کوچولومون کنارمونه چقدر شیرینه حضورت  بخصوص امسال که با شیرین زبونیهات کلی دلبری کردی از همه

فرشته من زمان تحویل سال تنها آرزوم سلامتی و موفقیت تو بود  از خدا خواستم که اذت با تو بودن رو هیچ وقت ازم نگیره  . خواستم که این عشقی که بینمونه هیچ وقت کم رنگ نشه و  همیشه همینقدر همدیگرو دوست داشته باشیم می دونم که من هروز بیشتر دوستت خواهم داشت و امیدوارم تو نیز ...

آمین

تحویل سال همگی منزل بابایی بودیم خاله رویا و خاله جون اینا هم بودند

جمعمون جمع بود یه جمع ١٧ نفره که آوین  کیفور شده بود از این همه توجه و همبازی

بعد از سال تحویل وقتی که همه مشغول روبوسی تبریک گفتن سال نو و عیدی دادن و عیدی گرفتن  بودند آوین دهنش از تعجب باز مونده بود

که ای بابا اینجا چه خبره چرا همه  که از صبح با هم بودن حالا دارن سلام و روبوسی می کنن  یعنی تازه همدیگرو دیدن؟

چه خبره چرا همه همدیگرو می بوسند و پول به هم می دهند

یک هفته اول تقربا همی این حمع با هم بودیم و این همه همبازی و هم صحبت باعث د که دخترکم در صحبت کردن خیلی خیلی پیشرفت کنه الان دیگه تقریبا مثل یه طوطی هرچی می گیم تکرار میکنه و هی تمرین میکنه تا یاد بگیره  دایره لغاتش خیلی گسترده شده که  در حال تنظیمش هستم تا یه پست اختصاصی براش بنویسم.

از همون روز اول عید دیدنیها شروع شد آخه باید تند تند می رفتیم تا وقتی که خاله رویا و عمه مامک هستند فرصت بشه  همراهشون دیدن بزرگهای فامیل بریم خلاصه صبح  و بعد از ظهر مهمون بازی  ادامه داشت دخترکم هم عاشق مهمونی و جمع و شلوغی تو این هوای تمیز و بهاری عشق به تاتا هم شدت گرفت  هرجا می رسیدیم با ید خانم خانمها کمی قدم میزند بعد می رفتم  توی خونه زمانی هم که متوجه میشد که تا تا تمام شده  استاپ می کرد و پاهاش قفل میشد به زمین   و هی تکرار می کرد نه نه نه!!!! تاتا   تاتا !!!!!!!!!!!!!!یعنی اینکه دلتون میاد تو این هوای عالی برید بنشینید تو او ن چهاردیواریها هی آجیل و شیرینی بخورید ؟ بهتر نیست یه کم هم فکر سلامتیتون باشید و قدم بزنید؟

avin

 من پیاده روی می کنم تا بتونم با خیال راحت شکلات بخورم آخه من بعد از تاتی عاشق شکلاتم

اول  شکلاتهارو نشون میدم و می گم من من  تا  اجازه بگیرم شکلاتمو انتخاب کنم و بردارم بعد از هرکدوم یکی برمیدارم که همیشه مامانی ازم میگیره و فقط آخری رو برام میگذاره نمیدونم  اینا مگه تا حالا ندیدن یکی شکلات بخوره  تا من شکلات برمیدارم ده تا چشم نگاهم میکنه !!!خوب نمیشه که اینجوری !!!حالا می رو یه اتاق دیگه دور از این همه چشم با خیال راحت  یه دلی از شکلات در بیارم

 داستان شکلات خوردن آوین 

 راستی شما هم چهارشنبه سوری از روی آتیش پریدید ؟

ما به دلیل نبود امکانات چند تا شمع روشن کردیم و از روش پریدیم و شعر خوندیم

زردی  من از تو        سرخی تو از من............زردی  من از تو     سرخی تو از من

چهارشنبه سوری با آوین

 

 ادامه دارد.....

/ 9 نظر / 10 بازدید
گروه اکسیر

سلام آوین ... avin ... آوین . سال نو را به شما و تمام بازدیدکنندگان وبلاگتان تبریگ میگوییم و برای شما و انها ارزوی موفقیت داریم. وبلاگ جالب و پرمحتواییی دارید . تبریک میگم . خوشحال میشیم از وبسایت ما هم دیدن کنید. ما در وبسایت خود با برنامه های نظیر اسپمر رایگان رومها ، اموزش تخصصی هک ایدی و سایت ، سورسهای کمیاب و درخواستی شما ، مقالات جالب و ... منتظر شما هستیم. موفق باشید.

پویان و مامان

الهی که همیشه دلاتون گرم و رختون سرخ باشه. عیدتون مبارک خانمی.

مامان الهه

چه خانمی شده این گلکم!ببوسش و اسفند دودش کن

شایلی

ماشالا به این خانوم خوشگله که اینقدر به فکر سلامتی همه است... نگاش کن چطوری قایمکی شکلات میخوره آخه فسقلی تو از کجا میدونی باید یواشکی شیطونی کنی[ماچ] چه کار جالبی کردین از رو شمع پریدین کاش ما هم این کارو میکردیم آخه شبهای چهارشنبه سوری تو تهران بیرون نیای امن تره اقلا تو خونه شمع روشن میکردیم و می پریدیم

مامک

[بغل][بغل][بغل][بغل][بغل] دلم خیلی برای این خانوم خوشگله تنگ شده ... از بس که شیرین شده دل همه رو برده .

ندا مامان رادین

رکسانا جون سلام خدا رو شکر که این ایام بهتون خوش گذشته. جیگر این ناناز خانم رو برم با این عکسای قشنگش. رادین هم این مدت به دایره کلماتش کلی اضافه شده. میبوسمت.

زمانه مامان پرهام

سلام خانمی خوشحالم که تو این تعطیلات جمعتون جمع بوده و به آوین کوچولو هم خوش گذشته و حسابی دلبری کرده ببوس آوین جون را[ماچ]

فریبا مامان ایلیا

امیدوارم همیشه خوش باشید و جمعتون جمع باشه آوین نازمو از طرف من ماچ مالیش کن