واکسن یک سالگی

دخترکم 20 روز بعد از زدن واکسن mmr یک سالکی اریون گرفت برای ویزیت که بردم دکتر (دایی جون) خندید و گفت در مورد اریون 1 درصد احتمال گرفتن بعد از واکسن وجود داره که دخمل خوشکل من جزء اون یک درصد بود

الهی مامانی قربونت بشه گلکم الهی قربون او لپ یک طرفی و خوشکلت بشم من

avin

خلاصه جزء نوادر بودن این مشکلات رو هم داره تعجبخنده

دخملم خیلی اذیت شد 3 شب اصلا نمی توست بخوابه سخت می تونست نفس بکشه و دیگه غذای جامد نمی تونست بخوره فقط مایعات می خورد.بچه ام کلی ضعیف شد

آوین اریون گرفته با لپ یک طرفی

avin

دخترکم حسابی تو راه رفتن پیشرفت کرده حالا راحت تو کل خونه قدم میزنه و به قولی خانه پیمایی میکنه اول خودش تنهایی میره و بعد از چندین دور و کلی زمین خوردن به اسرار من یا بابایی باید همراهیش کنیم

علاقه شدیدی هم پیدا کره که کمد ها و کشو ها رو باز کنه و همه چیزا رو بیرون بریزه تا من میام یکی درست و مرتب کنم کشو بعدی رو خالی میکنه و الی آخر تا من تسلیم میشم

ناچار شدم و رفتم برای تمام کشوهایی که در دسترس آوین بود قفل کودک گرفتم و خیال خودم و خودشو راحت کردم ولی دخترکم از کوچک ترین فرصتی که  پیدا میکنه نهایت استفاده  میکنه و کلی ریخت و پاش میکنه

تازگی یاد گرفته که میاد کنار اجاق گاز رو پنجه پا وای میسته و چراق فر و جوجه گردان رو روشن میکنه

دخترم بلده تا 4 بشماره

من : یک

آوین:دو

من: سه

آوین دو

دخترکم در حال استراحت هم شیطونی میکنه

asal maman

یه خبر جالب اینکه من پس از گذشت یک سال برای اولین بار بدون وفقه 6 ساعت ممتد خوابیدم دیروز با آوین رفتیم خونه خاله جون و کلی اونجا اوین خانم آتیش سوزوند و دیر وقت برگشتیم خونه و تا شام خوردیم  و آوین خوابید ساعت 11 شب شد و تا من به کارای خونه سر و سامان بدم ساعت شد 5/12 و آوین شیر خورد و  دوباره خوابید و من هم خوابیدم یه موقع چشم واکردم دیده ساعت 5/6 صبح بود

چقدر من خوشحال شدم چون مدتها بود یه خواب طولانی برام یه آرزو شده بود از بس که این فسقلی شبها هر 2 یا 3 ساعت بیدار میشه من هم که عاشق خواب......

آوین همراه عسل دختر عروسکی عمو مهدی(خونه خاله رویا)

khale

آوین روی صندلی محمد که خیلی دوستش داشت

تا این صندلی رو میدید می گفت گَُل(همون توپ) و باید کمکش می کردیم که روش بنشینه

avin roya

 

آوین و محمد عزیزم(خواهر زاده گلم)

avin mohammad

پی نوشت: 26 آذر تولد شایان گلی  پسر خوشکل حوریه جون  است تولدت مبارک شایانی جونم انشاا... همیشه شاد و سلامت باشی و در تمام مراحل زندگی موفق وسربلند زیر سایه پدر و مادر خوب و مهربونت

/ 17 نظر / 275 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرزو مامان آرش

سلام خوبی؟ خدا بد نده. بلا به دور باشه از عروسک قشنگت. [ماچ][گل][خداحافظ]

شایلی

رکسانا جون... من اون مطلبو تو سایت کودک شیرین من نوشته بودم... لینکش تو سایتم هست

لیلی

وای عزیز دلم چقدر ذوق زده شدم که تولد آراز رو تبریک گفته بودی... دستت درد نکنه عزیزم... این جند مدت تو ابران خیلی سرم شلوغ بود و اینترنت هم نداشتم... حالا که دوباره برگشتیم خدا رو شکر می کنم که دوستهای خوبی مثل شما داریم. امیدوارم که کوچولوهای دوست داشتنی مون پابه پای هم دنیای بهتری بسازن. به امید اون روز سعد.[لبخند]

شبنم مامان آوین

[قلب][قلب][قلب]اخی عزیزم امیدوارم که زود زود خوب بشی خوشگل خانوم[ماچ][ماچ][ماچ]

هاله مامان ارشیا

آخی بمیرم الان حالش چطوره[ناراحت]قربون عکسای خوشگلش بشم من[ماچ][ماچ]صندلیش رو ببین[گل]تولد شایان کوچولو هم مبارک باشه[دست][دست][دست]

رویا

سلام مواظب این نادره روزگار باشین. خدا رو شکر که حالش خوب شده. ای جان .... من دلم غش میره برای خونه پیماییش [قلب][ماچ]

مامان الهه

سلام گل گلی! چطوری؟ممنون که یادمون میکنی. و ممنون از تبریکت.آوین جان چطوره؟من یه بار یه کامنت حسابی براتون نوشتم اما ثبت نشد و همه ش پرید[ناراحت].بازهم تولدش مبارک و به امید دیدار نزدیک. هرچند من خیلی مریضم و دوراز جون دارم ومیرم!راستی یلداتون مبارک[گل][گل]

زمانه مامان پرهام

سلام خانمی خدا بد نده وای چرا جز یک درصد شده این آوین جوجوی ما امیدوارم زود زود خوب بشه ببوسش از طرف من [ماچ]

ساناز

وای چه عکسهای قشنگی چه دختر نازی ..امیدوارم که الن حالش حسابی خوب شده باشه[گل]