احساس مهم

eftari

امشب  بعد از اینکه قصه کیتی به دیدیدن مادربزرگش میره  و حسنی می خواد بازی کنه رو برای آوین خوندم و دو تا قصه در واقع خاطره رو تعریف کردن ( با آرمینه جون رفتیم سرزمین عجایب و با خاله رویا رفتیم شهربازی ) به من میگه

 آوین :مامانی یه احساس مهم بگم

مامان رکسانا : تعجبتعجبتعجب بگو عزیزمتعجبتعجبتعجب

-- چرا منو دعوا میکنی؟

تعجبمن فقط بعضی وقتها که یه کمی شیطونی میکنی و کارای خطرناک انجام میدی ناراحت میشم و باز حرفمو گوش نمیدی عصبانی میشم و یه کم دعوات میکن

-- چرا ناراحت میشی

تعجبآخه کارای بد و خطر ناک میکنی

چی کار میکنم؟

تعجبمثلا با مداد شمعی مبل و دیوار هارو خط خطی میکنی (بزرگترین معضل زندگیم شده) یا کارای خطر ناک میکنی بپر بپر میکنی رو مبلها . چیزای غیر خوردنی رو دهنت میکنی.

-- مامانی دیگه این کارو نمی کنم

تعجب آفرین دخترم . من دوست دارم

-- من هم دوست دارم . بعد دستمو که در حال نوازشش بودم بوسید

قلبماچبغل مامانی قربونت بره که اینقدر با احساسی عزیزمقلبقلبقلب

 

 

 

/ 15 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان ارشیا

قربون این دختر با احساس و خانم و مودب بشم من[بغل][بغل][بغل]

bahareh mamane amir va ava

vayy che dokhmali che jigariiiiiiiiiiiiiiiiiiii.man ghorboone in ehsaset besham azize dela roksana jon bimarefat nistama ke dir miresam khodet midoni dige dokhtar dari sakhte poran az naz kereshme hanoz male ma nayomade kolisho nehsonam dade.pesaram ke khob ye parche atishe vase hamine ke vaghtam kam shode vali hamsihe ham khodeto ham in gooleye namaketo doost daram asassiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii

مانا و مانیا

سلام وای چه خانوم با احساسی.[قلب][قلب] ما هم روزی خیلی بار به مامانی و بابایی قول میدیم و دست دارم بهشون میگیم و معذرت خواهی می کنیم و ... .[نیشخند] این هم واسه دختر خانومی با یه احساس مهم [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

سروش

دنیای کودکان سرشار از سادگی ، صفا و صمیمیتی باور نکردنی است که ما بزرگترها به دلیل فاصله عمیقی که با آنان پیدا نموده ایم و کودکی خود را از یاد برده ایم ، قادر به درک و هضم خواسته هایشان نیستیم و با کوچکترین رفتار انان که از نظر ما نامطلوب است بر می آشوبیم و جسم پاک آنان را به ضربه ای می نوازیم و دل و جان بی آلایش آنان را با سخن درشتی می آزاریم غافل از اینکه هر چه که از کودک سر می زند از روی عقل و بینشی که ما بزرگترها از آن برخوردار هستیم نیست بلکه هر چه که هست از سادگی و معصومیت آنان ناشی می شود . هر گاه خواستید کودک خود را بیآزارید برای لحظه ای کودکی خود را به یاد آورید . اشک کودک اشک خدا است . براي شما در پرورش كودك دلبندتان آرزوي موفقيت دارم .سايه شما نيز همواره بر بالاي سر او مستدام .

مامان شایان

الهی قربونت برم آوین نازم با احساس مهمت . چقدر تو مهربونی عسلللللللللللللللم [قلب]

شایلی

این احساس مهمو بخورم من کوچولوی بااحساس... رکسانا جون یه مدت مداد شمعی دم دستش نذار بذار مدادرنگیهاش کنارش باشن اونجوری هم نمیتونه رو مبل و فرش نقاشی کنه هم رو دیوار راحت پاک میشه باید از سرش بیفته هرقدر هم مبارزه کنی بیشتر حساس میشن... من این کارو کردم موفق شدم

راهی

سلام مامان آوین می شه بگین چطور عکس چندتایی درست کردین با چی؟ همون که تو سفرنامه بود خیلی جالب شده.[لبخند]

حمید

چه سخته کسی که گفت واسه چشمات میمیره بره و دیگه سراغی از تو و نگات نگیره...آپم و منتظر حضورت