روز پدر

روز پدر با تاخیر مبارک

  امسال اولین سالی بود که بابا بابک پدر شده بود  رفتم از طرف آوین یه کادو گرفتم دادم دست آوین که بده به بابایی (البته محکم گرفته بود تو دستش  به زور ازش گرفتیمخنده) بابایی کلی احساساتی شده وتشکر کرد.

جمعه هم رفتیم خونه مادرجون و کادو پدرجون رو بهشون دادیم

بابا بابک وبابایی و باباسی خیلی دوستون داریم







/ 7 نظر / 7 بازدید
مامان یکتا

سلام[گل] ممنون که به ما سرزدید [گل]ما لینکتون کریدم و از این به بعد بهتون سر می زنیم [چشمک]راستی فکر نمی کنید هنوز راه افتادن برای یک بچه هشت ماه و نیمه زود باشه [سوال] به هرحال یکتا از پیدا کردن دوست جدیدی مثل آوین جون خوشحاله[ماچ][ماچ][دست][خداحافظ]

مامک

نازیییی . کلی خندیدم با تصور اینکه کادو رو تصاحب کرده بوده !‌ شیطون .