دریا

سلام ما بر گشتیم.دلمون براتون تنگ شده بود

این یکی دو هفته گذشته هفته پرکاری داشتم صبح ها اداره با مشکلات عدیده ای که به لطف همکاران برام به وجود آمد نمی تونستم بیام آپ کنم یعنی فرصت نداشتم و از اونجایی که به دستور  مدیریت مجبور بودم گزارش استفاده از اینترنت  همکارا رو بدم به مدیر ترجیح دادم که خودم هم رعایت کنم که عدالت رعایت بشه چون قرار بود هر گونه استفاده غیر مرتبط رو گزارش کنم.

عصر ها هم چون دخملی حوصله اش سر میرفت برنامه ریزی کردیم هفته ای یکی دو بار بریم دریا و بقیه روزها رو هم رفتیم پارک آوین عاشق دریا  و شن بازی توی ساحل شده

وقتی میره توی آب دیگه به زور باید بیاریمش بیرون.توی دریا دلش می خواهد کبدون کمکی راه بره هی میگه دست منو ول کنید.

 

جای همتون خالی هفته گذشته دریا فوق العاده بود  تمیز و آروم با آسمانی آبی .آدم وسوسه میشد برای شناکردن.

به مناسبت روز پدر هم بابایی ما رو برد شهربازی خاله راحله هم  کلی منو خاله راحله بازی کردیم چون آوین اصلا با هیچ کدوم از وسایل کنار نیومد و فقط با بابک موند و ما رو تماشا کرد .تمام وقط هم بچه ام داشت از دل در می  آمد و نگران بود که ما نیوفتیم.

موباظب باش - نَ اُفتی بعد هم با هم رفتیم رستوران البته با اعمال شاقه است رستوران رفتن و غذا خوردن با آوین .

بلاخره تلسم شکست و دخترکم رو بعد از یک سال تونستم ببرم عکاسی و ازش عکس بندازم تقریبا یک سالی بود که تصمیم به این کار داشتم ولی پیش نمی آمد. آوین خیلی همکاری نکرد و عکاس مجبور شد به شکار لحظه ها قناعت کنه هنوز نرفتم عکسها رو بگیرم فکر کنم این کار هم یه یک سالی طول بکشه!!!!!!!!!!!!

 آخر هفته یه دوره آموزش ٣ روزه دارم که باید برم تهران و از اونجایی که  از ٨ صبح تا ۵ بعد ازظهر  کلاس دارم مسئولیت نگهداری آوین می افته روی  دوش بابک تصمیم گرفیم که من تنها برم  چون نگهداری آوین توی خونه خودمون که تمام وسابل بر اساس حظور آوین وهر چه کم خطر کردن محیط بخاطر دخملی آسونتره قابل کنترل تره.

دخترکم:

مامانی قربون اون چشات این اولین باره که اینهمه از هم دور میشیم  تا حالا شبی نبوده که بدون هم سر کنیم با اینکه برام سخته  مجبورم این کار رو انجام بدم چون آینده کاریم وابسته به این دوره هاست چون نمی خوام که بعد از این بگن که فلانی چون یه خانمه  مشکلات داره نمی تونه از پس کارا بر بیاد  بنابر این لایق پشرفت نیست . این محیط کار که همینجوری یه خانم بودن یه پوان منفیه چه برسه به این که یه عذری هم داشته باشی میدونم که تو می تونی و درکم میکنه هر چه باشه تو هم یه خانمی و من به امید اینکه این نگاه به زن تو جامعه تغییر کنه تلاش میکنم و تمام سختیها و دوری از تو رو تحمل می کنم. دیگه این طور نباشه چون کارمندی خانم است نباید پستهای کلیدی داشته باشه. باید اضافه کار کمتری بگیره .و خیلی چیزای دیگه از ته قلبم امیدوارم و از خدا می خوام که تا زمان شما خانمها دنیای بهتری داشته باشن

 

 

 

/ 10 نظر / 9 بازدید
افسانه مامان مینا

[کلافه] ... منتظر عکسای آوین جونم هستم .... [منتظر] راستی منتظر شما هستیم .... [خواب]

مانا و مانیا

سلام زودتر یه سال بگذره تا شما برین عکسهای آوین جونو بگیرین و بذارین اینجا[نیشخند] اینا هم واسه اوین تا سرش حسابی گرم بشه وقتی نیستین [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

حوریه مامان شایان

سلام رکسانا جون خوبی؟ آوین جون خوبه؟ داری میای تهران؟ اگه اومدی باهام تماس بگیر قرار بذاریم همدیگه رو ببینیم

لیلی

عزیزم امیدوارم تو زندگی و کارت موفق باشی همون طور که در مادر بودن موفق بودی و هستی.[بغل]

امیر

سلام بچه ریباودوس داشتنیه براش آرزوی موفقیت می کنم

محسن

رسیدن بخیر.. اعیاد شعبانیه مبارک[گل]

پویان و مامان

موفق باشی مامان دخمل شیرین زبون. خوش به حالتون ما هک شهرمون کنار دریاس اما هوا هنوز انقدر گرم نشده که بشه کنار دریا رفت. [ناراحت]

زمانه مامان پرهام

سلام ! امیدوارم دوره هایی را که شرکت می کنی با بهترین نمره پشت سر بذاری آوین جون عاشق آب و دریا را هزار تا ببوس