نردیک به یک سال1

دخترکم  تقریبا یک سال گذشت

باورم نمیشه چقدر زود گذشت چقدر شیرین بود لحظات با تو بودن

چقدر شیرین و به یادماندنی بود اولین های تو

اولین نگاه

اولین در آغوش گرفتنت و شیرخوردنت

اولین لبخند

اولین خنده صدادار(قهقهه)

اولین صدا

اولین باری که چیزی رو با اون چشمای قشنگت دنبال کردی یادمه  آقا خرگوشه ای که خاله نسیم برات فرستاده بود  چشمتو گرفت تعقیبش کردی

اولین باری که قلط زدی چه روزی بود تو کنار بابایی دراز کشیده بودی و بابایی مشغول تماشای تلوزیون  من هم مشغو کارام تو اتاق وقتی امدم پیشتون با چه صحنه ای روبرو شدم تو دمر خوابیده بود و تکون نمی خوردی برای یه لحظه قلبم ایستاد  خودمو رسوندم بالای سرت دیدم بعد از یه تلاش جانانه برای قلطیدن پس از موفقیت خسته از این همه تلاش به خواب رفته بودی

اولین باری که شیشه شیر رو گرفتی اگرچه برات سخت بود و چقدر دردسر کشیدیم و چند تا شیشه و سرپستانک عوض کردیم تا عادت کنی به شیشه خوردن

اولین سال تحویل با تو بودن چقدر شیرین بود؛ عید دیدنیها با تو چه صفایی داشت اگر چه امسال همه عیدی منو قطع کرده بودن به جز خاله رویا. تو به جای من کلی عیدی گرفتی

اولین باری که با کالسکه رفتیم قدم زدیم چه روز قشنگی بود همه چیز عطر و بوی دیگه ای داشت من و تو و خاله راحله تو توی کالسکه بودی و با چشمهای مشتاق محیط اطراف؛درخت و گل و آدمها و ماشینها رو نگاه می کردی و داشتی دنیای دوروبرتو کشف می کردی اون روز رفتیم پارک بانوان که نزدیک خونمونه کلی پیاده روی کردیم

اولین باری که نشستی به تنهایی بدون تکیه کردن چقدر ذوق کریم و هورا کشیدیم برات چقدر بهت افتخار کردم 

وقتی برای اولین بار صدای تق تق اون مرواریدهای کوچولو  که اون پائین سر در آورده بودن که به قاشق می خورد انگار قشنگترین صدایی بود که شنیدم چقدر کیف کردم بابایی که انگار دنیا رو بهش دادن می گفت دخترم دیگه کباب خور شده آخه بابایی کباب دوست داره و میخواد دخترشم کبابی بشه

اولین کلامی که گفتی بابا چه دل انگیز بود این صدا دنیا رو بهم دادی و بابایی می گفت چه صدای قشنگی داره

اولین باری که سینه خیز رفتی

اولین بلند شدنت

اولین چهاردست و پا رفتنت

اولین باری که  صدام زدی  ما ما

اولین غذای کمکی که خوردی فرنی با چه ذوق و دقتی برات درست میکردم صبحها قبل ازاینکه برم سر کار

تک تک این لحظات شیرین تاابد تو خاطرم حک شده و شیرین ترین روزهای زندگیمو برام ساخته

گلکم اینها رو مینویسم که بدونی تمام لحظات با تو بودن سراسر عشق بود و عشق

البته لحظاتی رو هم داشتیم گه گریه می کردی از درد و من بخاطر درد کشیدنت اشک میریختم ولی اون هار ثبت نمیکنم چون دوباره یادآوریش هم برام دردناکه

اما حالا که نزدیک به یک سالته

کلمات و کارایی رو یاد گرفتی که  این همه پیشرفت برام غیر قابل باور بود

 

کلماتی که یاد گرفتی

بابا-دَ دَ (بریم بیرون)- ماما-آبه-(آبخوردن یاآب بازی)هاپَ  (چهارپایان)-به به (غذا) - جییییز(چیزای داغ و براقق) -سییییه (این چیه)-آدا(آیدا اسمی که نجمه خانم رو عسل عروسک آوین گذاشته ما هم تبعیت کردیم و حالا عسل به آیدا تغیرنام داده)- عمَممَ(عمه)- نه

گُ  (گل و درخت)- کوَ ک کوَ ک(جوجه همه و پرندگان)ـ هپت(رفت و تموم شد)-اَاَااا (چیزی افتاد -خراب شده)- گدا گدا گدا (ابراز محبت و دوست داشتم

اَ (الو)

آقا الاغه(سوغاتی بابا-الاغ مست آوازه خوان) چی میگه: یه یه یه

هاپو چی میگه : هاپ

 گاو چی میگه:ما

پیشی چی میگه :  مُو

جو جو چی میگه : گوَک گوَک (آخه ما هر چی جوجه داریم جوجه اردک)

دختر کی هستی :بابا(این همه مادرا زحمت می کشن آخرش هم این دخترا بابایی میشن چه میشه کرد؟)

کارای که انجام میدی

یه کم دیگه مونده که راه بری وقتی یه دست تو می گیریم می تونی را بری

دست به هر چیزی می گیری تا بلند شی خیلی خطرناک شده

علاقمند شدی به زیر میزا و تو کمد ها با ید تو رو اونجا ها پیدا کنیم

نی نای نای ترکیبی همراه با قرکمر و تکون دادن سر

دست دسی صدا دار

بوس از هر دو نوع هم از دور(دست بوسی) و نزدیک

گذاشتن و برداشتن حلقه های بازی- به صدا در آوردن آقا الاقه و بیرون اوردن آقا سگه از خونه اش که سکه رو برداره

روشن خاموش کردن مونیتور و تلوزیون

توپ بازی - گل یا پوچ -  ورداشتن  و گذاشتن کلاه نینی و سارا و در آوردن جورابای نی نی

 تلفن اسباب بازی مورد علاقه شماست گلم گوشی رو میگذاری رو گوشت البته برعکس یعنی مچ دستت رو گوشت قرارمیگیره میگی اَ   اَ

 پیاده روی رو به ماشین سواری ترجیح می دی قبل از سوار شدن تو ماشین باید کلی تو حیاط بریم گل و گیاه تماشا کنی یه سری هم تو کوچه سرک بکشیم و قدم بزنیم تا راضی بشی سدار ماشین شی

عاشق کامپیوتری  باید روی میز کامپیوتر بنشینی و موس تو دستت و عکسای خانوادگی رو ببینی در حال که آهنگ عمو پورگ رو هم گوش میدی و مرتب  مونیتور رو خاموش و روشن میکنی و میگی اَااااااا

کتاب و مجله رو خیلی دوست داری مخصوصا همونی رو که ما در حال مطالعه اش هستیم اصلا راضی نمیشی که کتابای خودتو ورق بزنی

عکس هر مردی رو می بینی میگی بابا   بابا بعضی وقتها هم از شدت محبت عکس رو ماچ میکنی

دخترکم اینقدر تو این یک سال چیزای جالب یاد گرفتی و کارای خوشکل و خوب انجام میدی که این گوشه ای از توانایی های توست

به امید اینکه  روزها و سالها  شاهد  رشد و پیشرفتت باشم و تو هر روز مهارتهای زندگی رو بهتر از روز قبل بیاموزی

دوست دارم گلکم . عسلم

                       آوین یکی یه دونه                     چشم و چراغ خونه

                        آوین عزیز دردونه                      آوین گل  گلخونه 

پ.ن.1 :

 دخترکم هفته گذشته هر دو مون سرما خوردیم  تو برای اولین بار همرا من بودی در بیماری آبریزش بینی ، سرفه، قربونت برم که با اون بینی کوچولو که گرفته بود و نمی تونستی نفس بکشی و ما مجبور به استفاده قطره شدیم و چقدر تو گریه می کردی موقع استفاده من برااینکه ثابت کنم همیشه و در  هر حالتی همراهتم به بابایی می گفتم که قبل از تو برای من هم قطره بریزه  ،اونوقت اول  با چشمای گرد با  تعجب نگاه می کردی وبعد که با چهره عجیب و غریب من مواجه میشدی  قهقه میزدی از شادی

پ.ن.2 : آزمایش خون هم رفتیم البته قبل از سرماخوردگی

خودمون تنهایی جرات نداشتیم  و عمه فرانک همراهیمون کرد . خدا رو شکر زیاد سخت نیود بابایی که رنگش پریده بود و فشارش افتاده بود بیرون ماند

خدا رو شکر خون گیر کودک داشتند و دخترم خیلی اذیت نشد البته یه کوچولو گریه کرد

ولی بلافاصه بعد از انجام کار خانم پرستار یه آبنبات چوبی داد به آوین و دخترکم کلا همه دردا یادش رفت و آروم شد

 

 

 

 

 

/ 30 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شایلی

سلام... ما اومدیم ازتون دعوت کنیم یه سر به اینجا هم بزنین... تازه راه افتاده ولی قراره خیلی مفید باشه[لبخند] www.kuudak.blogfa.com

مامان کوشا

تولدش مبارک. چقدر خوشگل احساسات مادرانت رو نوشتی . واقعا حق داری عاشق این فرشته کوچولو باشی.

سارا و ماهان

سلام رکسنا جون من هم از آشنایی با شما خوشحالم..ماشالله چه دختر ناز و خوشگل و شیرینی...تولدش هم مبارک ..خیلی مزه دارد تولد اول بچه ..انگار آدم هم بزرگ می ود. امیدوارم صدها سال همگی با هم شاد و خوشبخت باشید.خب ..حالا خانوم خوشگله چند تا کباب تا حالا خورده !!!!!! راستی اون قضیه پی نوشت چی بود؟؟من هم نگران شدم. آوین عسلم را هزار تا ببوس [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

ليلي مامان يونا

سلام تولد دختر گل و نازنین رو پیشاپیش تبریک میگم . [ماچ][بغل][ماچ][بغل][ماچ][بغل] [دست][هورا][دست][دست][هورا][دست][هورا]

هاله مامان ارشیا

چی بگم والا مریضی با ما لج افتاده[ناراحت] خیلی مواظب خودتون باشین[ماچ][ماچ][ماچ]

مامان الهه

سلام به آوین یک ساله و مامانش که منو حسابی یاد یک سالگی الهه انداخت. چطوری همشهری؟تولدش مبارک.حسابی منو احساساتی کردی. همیشه اولینها قشنگند. مگه نه؟

مهسا

بعد از مدتها آپیدیم . http://mahsen.persianblog.ir

بهاره

salam roksana jon kojayi khanoomi.avinemoon khobne?dige chizi namoonde aroosaket 1 salesh besheha

مهسا

آپیدیم به مقدار زیاد ... http://myfootstep.persianblog.ir http://koorosh-j-a.persianblog.ir http://mahsen.persianblog.ir