تو خودت نمره بیستی

شیرین عسلم در آستانه 20 ماهگیت  قرار داریم . حالا کارهایی میکنی و حرفایی می زنی که تحسین برانگیزه  .می خوام بدونی که چقدر دوستت داریم و بهت افتخار می کنیم.  

 pazel    تو خودت نمره بیستی avin

آخر هفته گذشته رفتیم خونه مادر جون دخملی کلی کیف کرد تمام وقت تو حیاط بود مشغول آب بازی .یه آب پاش کوچولو داشت که گلها رو آبپاشی کرد.جاتون خالی خاله راحله رفت رو درخت  گوجه سبز چید و ما خوردیم  شعر خوندیم .خاله کجاست اون بالا بالا بالاست آوین هم میگفن بایاست .این نکته هم قابل توجه که مادر جون اجازه داد آوین خانم بدون پوشک تو حیاط بمونه  البته با نظارت کامل .پارک هم رفتیم که تاب بازی کردیم تاب  تاب  آبازی  هُدا  آیین  نَدازی

.pazel

علاقه شدیدی به آبازی و حمام پیدا کره هر بار برای تعویض پوشک می برمش باید 10 دقیقه آبازی کنه تا اجازه خروج بده.

چند روزیه که گردش عصرانمونو شروع کردیم با هم میریم پارک  و با هم توپ بازی می کنیم  یک عالمه دوست جدید پیدا کردیم.

یه پازل چوبی داره که یه سگ با حالات چهره مختلف و لباسهای متفاوت دخملی هاپوشو خیلی دوست داره و حالات چهره سگ رو خوب میشناسه

اَخُو= اخمو  ---------      لالا=خوابیده   ----------   چِش شَ  همراه با چشمک زدن البته با هر دو چشم=چشمک

تَسی دستاشو مشت میکنه و میلرزانه و میگه هو هُو= ترسیده -----     زَبون = زبان درازی

pazel

یه پازل هم داره که شکل حیونهای مختلف در 3 تا 4 قطعه  دخترکم بلدشده چیدشونو اسماشون صدا میزنه و درستشون میکنه البته 4 تایی ها براش سخته هنوز جاشونو میدونه ولی کنارهم فیکس کردنش مشکله

                     جوجو  ---- لاکی --- گاوِه  ---- گُبه یا پیشی 

                pazel    avinpazel

توپ هوش که حاوی اشکال هندسی که آوین جون اکثر اشکال ساده رو درست در جای مناسب قرار میده

       pazel                   pazel      

 عاشق نقاشی اون هم روی دیوار و کمد البته اتاق آوین منطقه آزاد .

آوین جون کجایی؟   سریع جواب میده اینجایی

وقتی چیزی از دستش می افته میگه اَنداخ

پشت هر در بسته ای که می ایسته در میزنه و میگه بَله بَله

وقتی صدای بوق مایکرو فر رو میشنوه دست میزنه و میگه  هویا آمادِ شُود

صدای ماشین و موتور و بازشدن در پارکینگ رو میشناسه میگه    صدا   مُوتو-

صدا گزلِ بابا (صدای بابای غزل -همسایمون)

مامان کجا رفت ادایه پایه پایه(نجمه خانم -پرستار-شعرشو خونده و اوین یاد گرفته مامان رفته اداره با کفش پاره پاره )

شدیدا شیطون شده یعنی در عرض یه پلک زدن روی میز ها نشسته.تصمیم گرفتم بفرستمش صخره نوردی فکر کنم استعدادشو داره و پیشرفت میکنه.

پی نوشت1: ببخشید عکسها خیلی کوچیکه با این اینترنت هندلی غیر از این خیلی سخت میشد.

پی نوشت 2: این روزها رو در ذهنم ثبت می کنم که در آینده بتونم اونطوری که شایسته است تعریفش کنم .

 

/ 22 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرسده

[قلب]نازی.ازطرف من ببوستش.مرسی گلم

مرسده

مرسی گلم ببوستش[قلب][لبخند][خجالت][خوشمزه][نیشخند]

سمیرا مامان رژین

پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها هنوزم اگه نگیری، دستامو می افتم از پا

پارمیدا

سلام دوست عزیز! وبلاگ قشنگی داری.یه جورایی متفاوته. به وبلاگ منم سر بزن.خوشحالم می کنی. یه سوپرایز برات دارم.خوشت میاد. منتظرتم.نظر یادت نره.

هاله مامان ارشیا

الهی قربون خودشو و عکساش بشم من[ماچ][ماچ]ببوس این شیرین زبون رو[بغل]ایمیلم هم ایناهاش[چشمک]منتظرم[گل]