خواب زمستانی

سلامی چو بوی خوش آشنایی

این روزها حسابی سرم شلوغه بهتر بگم  خسته و کلافه از کار زیاد

تو اداره داریم یه پرتال راه اندازی می کنیم که تمام وقت اداری و خارج اداری مونو گرفته حالا مشکلات فنی و راه اندازی  از یک طرف و آموزش به همکارا از راه دور هم از یک طرف اون هم همکارایی که با چندین سال سابقه کار که هیچ اطلاعات کامپیوتری هم ندارن...........

بگذریم برم سراغ اصل مطلب که دختر کوچولوی خوشکلیه به اسم آوین که تو این دو هفته مجبور بود علاوه بر اینکه صبح ها از مامانش دور باشه بعد از ظهرها هم این جدایی رو تحمل کنه

مامانم می دونم خیلی بهت سخت گذشته و نتونستم ساعات کوتاهی رو هم که تو خونه بودم به دلیل خستگی  بهت برسم

ولی دیروز من و آوین بعداز مدتها دلی از بازی در آوردیم ها جاتون خالی کلی با سرسره ابداعی خودمون بازی کردیم(پشتی دیواریهای که برای ایجاد مانع استفاده می کردیم شده بودن سر سره)

یه پرژه بزرگ داره به سر انجام می رسه اون هم اینه که دختر خوشکلمون دیگه شبها شیر نمی خوره و طول شب رو می خوابه البته الان کامل جواب نداده ولی ٨٠%  پیشرفت حاصل شده.

یکی دوباری رفتیم تو حیاط خانم خانوما  قدم زدند و از این هوای سالم و مطبوع  استفاده کردند خیلی خوشش آمده بود هی اینور اونور می رفت و اشیاء رو نشون میداد و لمسشون می کرد کلی با گلهای تو باغچه کیف کرد من هم با ترس و لرز آزادش گذاشتم تا می تونست غیر بهداشتی عمل کرد . ولی نمیدونم چرا

وقتی آمدیم بالا کفشهای دخترم دیگه چون برای اولین بار خارج از خونه استفاده شده بود و کثیف شده بود اجازه ورود نداشتن و موندن تو جاکفشی .حالا دیگه دخترکم یه قدم دیگه به سمت بزرگ شدن برداشت و کفشاش آمدن قاطی کفش های آدم بزرگها.اینقدر صحنه جالبی داره که مورد توجه تمام کسایی قرار میگیره که میان خونمون

تو دیگه حالا کلی آدم شدی واسه خودت که کفشات رو جاکفشیه جمله ای که با کمی  تغییر موقع ورود بیان می کردند.

دخترکم یاد گرفته به مامانم میگه ماجون همون مامان جون خودمون اینقدر قشنگ ادا می کنه که دفعه اول که شنیدیم کلی چلوندیمش و از اونجایی که کمی لوسه خودش هم خوشش امده بود هی تکرار می کرد که ما قربون صدقش بریم

الان از تو عکس همه رو میشناسه  میریم جلوی قاب عکسها و من یکی یکی می پرسم

باباسی کو   نشون میده میگه باسی

مامان جون کو       ما جون

خاله کو                   گاله

مامان کو               مامان

   مَممَت  محمد 

گَزل (غزل)   - پادا  پارمیدا   -  نی  نیلوفر   - دیتون   زیتون آخه تازگیها علاقه شدیدی به زیتون پیدا کرده  

علایق    عمو پورنگ خاله شادونه- آگهی تلوزیونی

نی نی (عروسک خوابش) - آدا (آیدا عرو سکش)-  آب - تلفن و کامپیوتر

شکلات و بستنی

پیو (پلو)سفید

نقاشی

علاقه شدید داره که کاغذ بجوه با اینکه می دونه کار خوبی نیست ولی میره یه کوشه قایم میشه و تند تند کاغذ می جوه  نمی دونم چی کار کنم. یه راه حل  نشونم بدید لطفا

به دلیل طولانی شدن این پست ادامه در پست بعد

ادامه دارد.......

فعلا  بای

پی نوشت: شبنم جون این تماس کوچکترین کاری بود که می تونستم انجام بدم برای عزیزم ، پسرک قشنگم 

 

 

 

 

/ 16 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شبنم مامان مانی

خاله قربونت بره که خیلی دلم میخواد بغلت کنم ...از دست این مامانهای کارمند ....رکسانا جون پرتال همون قضیه مربوط به ......هست دیگه ،نه؟منم گرفتارش شدم.انشاالله یه فرصتی پیش بیاد همدیگرو ببینیم هر چند با این همه کار و برنامه خونه تکونی برای عید خیلی سخت میشه برنامه ریزی کرد...ببوس این دختر خوشگل ما رو...

زمانه مامان پرهام

این درگیری های آخر ساله و من هم به نوعی گرفتار خانمی وای از اولین ها چه لذتی می برند بچه ها ببوسش دخمل شیرین زبونت را[ماچ]

شایلی

سلام رکسانا جون خسته نباشی خانوم... می بینی چه منظره هیجان انگیزیه کفشهای این جوجه ها تو جاکفشی کنار کفشهای خودمونه؟ راجع به کاغذ خوردن راستش بچه ها عاشق جویدن چیزهایی مثل کاغذ و پلاستیکن ولی گاهی ممکنه جویدن و لیسیدن کاغذ یا خاک یا مهر یا حتی زبون کشیدن به فرش علاوه بر کنجکاوی و شیطنت از علائم کمبود آهن هم باشه... البته نگفتم که نگران شی چون دختر منهم آی کاغذ میخوره عین موش میفته به جون روزنامه ها... تو فقط قطره هاشو به موقع بده چون اگه کمخونی هم باشه چاره اش همینه پس نگران نباش... راستی چطوری داری از شیر میگیریش؟ شبها بی تاب نمیشه؟ ما که مردیم از بیدارخوابیهای شبونه

هاله مامان ارشیا

خسته نباشی عزیزم این روزای نزدیک سال نو همه حسابی سرشون شلوغه[چشمک]این شیرین زبون مارو ببوس حسابی[قلب]

ندا مامان رادین

وای رکسانا جون چقدر قشنگ نوشتی آره واقعا" حس قشنگیه میبینی کفشهای جیگرگوشه ات کنار کفشهاتون قرار میگیره. این روز ها هم که همه سرشون حسابی شلوغه.ایشالله که زود سرت خلوت بشه تا این عروسک خانم بیشتر از وجود مامانی استفاده کنه.[قلب][ماچ]

مامان الهه

[عصبانی]

سوری مامان عسل

سلام رکسانا جون. تو هم سرت مثل ما شلوغه نه؟ بهرحال این دخمل نازت رو از طرفم حسابی ماچ مالی کن[ماچ][بغل]

مامان پارساپگاه

سلام ما هم حسابی سرمون شلوغه [ناراحت] آوین عزیزم قربون حرف زدن شیرینت[قلب]