روزانه

سلام . سلام به روی ماهتون

ظهر که از سر کار بر می گردم خونه دخملی جلوی در آپارتمان به استقبالم میاد و یه ریز سلام می کنه تا من از پله ها بالا برم و بتونه منو ببینه. همیشه بعد شنیدن اولیت سلامش جواب می دم سلام بَلا می سَر (همون دردت به جونم  فارس ها)

یه روز که خیلی خسته بودم جواب دادم سلام به روی ماهت  که آوین سریع اصلاح کرد سلام بَلا می سَر. عادت هم کرده وقتی با عروسکاش بازی میکنه به همین سبک نازشون میده

جدیدا خوشش میاد منو صدا میکنه خاله وقتی جواب نمیدم میگه خاله قوسانا( یکدفعه ار نوسانا شدم قوسانا) به بابک هم میگه آق بابک

لحظه به لحظه ازم سوال میکنه مامان چِه کا میی کُنی    کُجا میی ری

وقتی حاضر میشیم که بریم بیرون  هر دفعه چیزی رو بر می داره و میگه با خود ببرم

عاشق نگاه کردن عکس و فیلم خانوادگیه  حالا چه توی کامپیتر بازی(کامپیوتر) چه توی آبیلو  (آلبوم).علاقمندی شدیدی به آرایش کردن داره ازش غافل بشی رفته سمت میز توالتم و وسایلمو برداشته البته اگه وسیله سالمی توش مونده باشه از همه بیشتر هم ماتیک و سایه دوست داره.

a

چند روزیه با یه کلکی حاضر شده ویتامین بخوره یکی دو ماهی بود که مینادکس گرفته بودم ولی شاید در کل ١٠ بار هم نخورده بود. باهاش صحبت کردم که باید ویتامین بخوری تا بزرگ بشی زودتر قد راحله جون بشی بعدش هم به سبک برنامه تلوزیونی سانتی متر میاریم و اندازه می گیریم که چقدر بزرگ شده و یه کمی مونده که به راحله برسه. من مینادکس رو با سرنگ میدم بخوره حالا خودش میگه آوین ویتامی بخوره خودش سرنگ رو بر میداره و میگه دراز بِتِشَم و بعد دراز میکشه و به کمک من ویتامین می خوره تا بزرگ بشه.ولی در مورد غذا خوردن که هیچ پیشرفتی نداشتیم همچنان قرص نِی خورَم خورده.دو قاشق می خوره بهد میگه سی شودم(سیر شدم) ایلاشو(الهی شکر) یا اینکه در بیشتر موارد اصلا نمی خوره و میگه خُوش نِی یاد(خوشم نمیاد)دوس نداره(دوست ندارم)

صندلشو کشیده آورده گذاشته جلو پنجره و رفته روش من میبینم  میگم وای خدای من رفتی بالا چی کار جواب میده رفتی بالا  عمو موباظب باش  نَ اوفتی(نیفتی) خونه روبرویمون در حال ساخت کارگرها زروی داربست دارن کار میکنن و آوین همیشه نگرانشونه که نیفتن.

پروژه از پوشک گرفتن رو کم کم شروع کردم

ابتدا اصلا حاضر به نشستن رو لگن نبود ولی با  ترفند های مختلف موفق شدم

حالا  یه سری کتاب داریم که تو دستشویی مطالعه می کنیم از قبیل مامان بیا ج ی ش دارم و بچه های چینگیلی الان تقریبا پروزه پ*ی*ف  اگه تو خونه باشیم ٩٠ درصد موفقیت داره ولی نمی دونم بیرون و مهمونی چون حواسش پرته یادش میره بگه بچه ام

هر وقت هم که موفق میشه اینقدر خودش ذوق میکنه و هیجان زده میشه که نگو! اگه کسی خونه باشه  باید بیاد دم دستشوی و تشویقش کن

 در مورد شیر خوردن همچنان اکثر شبها بیدار میشه البته الان منظم تر شده یک بار اون هم ساعت ۴ صبح البته فکر میکنم که چون زود می خوابه (ساعت ٩.۵) زود گرسنه میشه البته بیدار که میشه طی مراسمی شیر می خوره بالش و ملحفه شو بر میداره  و میگه برم پیش بابا یی (آخه میدونید من هنوزم تو اتاق آوین می خوابم) و میره پیش بابک دراز میکشه شیر که آماده شد اول ذوق میکنه و میگه  آآآآآآآآآماده شُد بعد بالش و میده به من و میگه با خود بیار و خودش شیشه شیرشو ور میداره میره سر جاش می خوره و می خوابه .

هفته گذشته رفتیم تولد آناهیتا آوین کلی کیف کرد و شعر خوند و بادکنک بازی کرد و رقصید. جالب اینجاست که به من هم می گفت مامان پاشو  البته آخر شب چون از وقت خواب دخملی خیلی گذشته بود (ساعت ١٢) می آمد من رو می بوسید و میگفت مامانی بخوابیم  .لفطا بخوابیم.

راستی یه مشکل دارم اونم اینه که آوین وقتی در خواستی داره یا می خواد ابراز محبت کنه دست و سر آدمو می بوسه و میگه بوس کردم لفطا .

توی هر کاری اجازه میگیره از بس دخترکم محجوب به حیاست البته خیلی به جواب کاری نداره ها ! مثلا  میره رو مبل میگه بپرم  میگم نه     بپرررم    نه مامانی     پریدم

و می پره  بلافاصله وقتی با اخم من مواجه میشه میگه بخند مامان بخند.

تلفن خونه که زنگ میزنه به کسی اجازه برداشتن نداره تنتند می میره گوشی رو بر میداره و میگه سلام و شروع میکنه به صحبت و حاضر نیست قطع کنه.

تخیلی هم تلفنی صحبت میکنه مثلا به غزل زنگ میزنه

سلام    غزل خَست (هست)    نَبودم      والا      شَی مَنده(شرمنده)  .....               سَلامت (به سلامت) خدافظ  .البته قابل ذکره در انتهای این مکالمه من میچلونمش.

 

 

 

 

 

 

/ 26 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فريبا مامان ايليا

آوین گلی رو ببوس عزیزم چرا آپ نمی کنی؟ البته یکی میخواد بخودم بگه [نیشخند]

سوری مامان عسل

سلام خانومي اين آوين كوچولو حسابي بلا شده بخصوص با اين نصف و نيمه صحبت كردنش. دلم رو برده ببوسش حسابي

سارا

سلام خوبین کم پیدا شدید هزارتا [ماچ] برای آوین جونم

سحر

عیدت مبارک عزیزم[لبخند] نماز روزهاتون قبول[بوسه]

مامان فاطي

سلام. ممنون كه بهمون سر زدين. اون وبلاگ مالة خودمه اگه خواستيد به وبلاگ دخترم بياينو اگه مايلين لينكتون كنم[لبخند] دخمل ناز و شيرين زبوني دارين[قلب] كلي زوق حرف زدنش رو كردم[ماچ] مخصوصا مكالمه تلفنيش[ماچ]